.
.
آهای، با شمام.
آری، با شما. دقیقا با خود خود شما....
آهای مسلمان ها، آهای با ایمان ها، آهای روشن فکر ها، آهای کتاب خوانده ها، آهای ای کسانی که عقلتان اسلام و دین را نمی پذیرد، آهای ای کسانی که گنجایش مغزتان از خدا بیشتر است، آهای ای کسانی که نماز شب می خوانید، آهای ای کسانی که عقلتان رکوع را به ضرر این کمر صاحب مرده تان می داند، آها ای شیعه ها، آهای ای اشک ریزها، آهای ای بی حجاب ها، آهای ای کسانی که دغدغه تان پلیس های سر چهار راهند، مبادا از تیغ نظرشان بگذرید... آهای ای همانهایی که صورتتان به همراه کل اعضا و جوارح دیگر، سیاه پوش شده، مبادا آفتاب، روی ماهتان را ببیند. آهای ای باحال ها، آهای ای سیاست دان ها، آهای ای روشن فکر ها، آهای ای درس خوانده ها، آهای ای خارج رفته ها، آهای ای به نان شب قناعت کرده ها، آهای ای تاریخ خوانده ها، آهای ای همه ی کسانی که سنگ قبر کوروش بر سینه تان، داغ زده، آهای ای چپی ها، آهای ای راستی ها، آهای ای انقلابیون از خود گذشته ی دو آتشه، آهای ای تسبیح به دستان، آهای ای ضد انقلابیون و خمینی و ولایت فقیه و کشک و دوغ، آهای ای دموکرات ها و دیکتاتورها.
با شمام، با خود خود شما!
لطفا اطلاعاتتان را به رخم نکشید، لطفا کانال های سیاسی ماهواره و رادیو را به من معرفی نکنید، لطفا از اقتصاد دنیا ننویسید و اقتصاد خراب خودمان را برایم نقد نکنید، لطفا آن ور آبی ها را به رخم نکشید، لطفا برای عاقبت به خیری و راهنمایی ام، دست به دعا برندارید، لطفا از کافر شدنم دستتان را نگزید و در آستین فوت نکنید، لطفا شب تا به صبح برای هدایتم اشک نریزید، لطفا نگذارید سرم به کار خودم گرم شود، لطفا پیشرفتگی دنیا و عقب ماندگی ام را در بوق و کرنا نکنید، لطفا مرا به انتظار آمدن موعودتان در خانه حبس نکنید، لطفا برای خوشبختی ام دست به دامن دعا و پول و پسر همسایه نشوید!
نسل من، چیزی برای بودن ندارد. نسل من، رپ گوش می کند. نسل من، از سیاست چیزی به جز فحش دادن به آجان های سر میدان و تحفه ها چیزی نمی داند. نسل من، به دنبال جمع کردن کلکسیون بلوتوث های احمقانه، در بالاترین مدل گوشی دنیاست. نسل من، موهایش ۵ رنگ است، شاید متنوع تر از دم طاووس. نسل من، دین داری بلد نیست. نسل من، از دین، فقط گریه برای امام حسین و دست به دامن خدا شدن، برای گرفتن ترفندهایش، در جهت تور کردن فلان دختر یا پسر را بلد است. نسل من، به جای آرزوی وطنی، سبز و آزاد و زیبا، آرزوی قدم زدن در فلان ساحل زیبای دنیا و خلاصی یافتن از این جهنم را دارد. نسل من، به جای گریه بر بودن، زیر حکومت تحفه ها، به مدل ریش و کاپشن هایشان می خندد. نسل من، به جای خنده و شادی از موفقیت، از فرار فلان دختر یا پسر، از تور ماهیگیری اش می گرید. نسل من، تنها آرزویش پوشیدن لباس مارک دار است. در حالیکه توانسته به زیباترین شکل، موها، صورت و لباسش را آرایش کند، به وسوسه انگیزترین شکل حرف بزند، به س ک س ی ترین شکل عطر بزند، و به آخرین مدل ماشین، گوشی و لباس، قیافه عوض کند. نسل من، به شنیدن حرفهای رکیک در موسیقی روزانه اش، افتخار می کند. نسل من، روشن فکر است، چون دین و خدا و غیره را قبول ندارد. نسل من، مستی را خوشبختی می داند. نسل من، آزادی را در بی حجابی و قدم زدن با جنس مخالفش می داند، نه آزادی بیان. نسل من، به جای اینکه در جلسه ی پرسش و پاسخ دانشگاه، از مشکلات علمی، استادها و سایت دانشگاه رنج ببرد، به خاطر فاطی کماندوی دم در دانشگاه، داد و بیداد راه می اندازد و یقه جر میدهد. نسل من، هیچ چیزش سر جای خودش نیست. نسل من، به جای کسب علم در دانشگاه، آن را برای پز و کلاس و یافتن همسر، نه که به دست آورد، بلکه می خرد! نسل من، به جای اینکه از شادی مردمش شاد باشد، به جای اینکه آزادی بیان و کشوری در نهایت علم و دانش را آرزو کند، در ارزوی خوابیدن در بغل فلان دختر یا پسر، به خواب می رود!
نسل من زیاد می گرید. خیلی خیلی زیاد...!
اما نه به خاطر دین و دنیا، نه به خاطر رسیدن و تلاش به آرمانهای بزرگ، نه به خاطر علم و دانش، نه به خاطر پایمال شدن حق برادر یا خواهرش، چون افسرده است. چون اصولا نمی داند چه مرگش شده. کاش حداقل بلد بود، درست و حسابی عاشق شود. خاک بر سرش که از پس همین یک کار هم بر نمی آید!
نسل من بی هدف است. نسل من بی فرهنگ است. نسل من بی ریشه است. نسل من خود رای است. نسل من افسرده است. نسل من chat می کند و blog می نویسد.کاش حداقل یک چیز به درد بخور می نوشت! نسل من به جای جاذبه های علمی و یا حتا توریستی، به دنبال جاذبه های جنسی است! نسل من از قیافه!ی رئیس جمهورش انتقاد میکند. نسل من بلد نیست درس بخواند، اما در کارهایی که به او مربوط نیست ناخنک می زند. (کاش حداقل یک سرک درست و حسابی می کشید!)
آهای ای تمام کسانی که فرهنگ و صلح کوروش را به سر و سینه تان می کوبید. آهای ای تمام کسانی که شمشیر علی را خط صلح می دانید. آها ای تمام کسانی که معلوم نیست کدام طرفی می تازانید، اما می تازانید! آهای ای تمام کسانی که به دنبال براندازی نظام و شورشید. آهای ای تمام کسانی که برای عاقبت به خیری منتظر روز موعودید و از سجده ی زیاد، خون در کله هاتان رسوب کرده! آهای ای بی تفاوت های احمق...
آها، با شمام. با خود خود شما...
آهای ای نسل های سوخته، لطفا هویت مرا نسوزانید. باور کنید دیگر بس است، هر آنچه بافتید و به رخ هم کشیدید. دارید با خودتان و آینده تان چه می کنید؟ چرا به جان هم افتاده اید؟ چرا مرا بی هویت می کنید؟ چرا هر کدامتان یک چیز می گویید؟ چرا نسل من را به حال خودش رها کرده اید؟ چرا به جای بافتن این مزخرفات، کمی در جهت افزودن به صلح و علم و دانش نسل من تلاش نمی کنید؟ چرا نسل من را هاج و واج گذاشته اید؟ چرا به من توسری نمی زنید؟ چرا اینقدر همه تان علامه و همه چیز دانید و بر راههای رفته تان صحه می گذارید؟ چرا همه ی شما درست می گویید؟!!! چرا راه را نشانم نمی دهید؟ چرا پل های پشت سرم را خراب می کنید؟ چرا دینم را از من می گیرید؟ چرا هویتم را از من می گیرید؟ چرا موسیقی ام را از من می گیرید؟ چرا احترام را از من می گیرید؟ چرا بی حرمتی را به من یاد می دهید؟ چرا با هم می جنگید؟ چرا اینقدر به هم مظنونید؟ چرا حتا در تاکسی هم، از دست حرفهای خاله زنکی تان، خلاصی ندارم؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟
آینده ای که به قول برخی تان، ادامه ی نسل کوروش است، و به قول برخی دیگر منتظر روز موعود...
چی است؟ می دانید؟ می دانید دارید این کثافت خانه ای را که ساخته اید، به دست چه کثافت هایی می سپارید؟ به امان خدا؟ یا امان پدران پاکتان، کوروش و آتش و داریوش...؟!!
نسل من به امان خودش نیازمندتر است. به امان اعتماد به نفسش، به امان عقلش، به امان عشقش، به امان پاکی اش، به امان علمش، به امان روشنفکری منصفانه و عاقلانه اش! به امان صلحش، به امان ایمانش، به امان شعور و فکرش...
مرا به امان کی می سپارید؟!!
شما را به خدایی که می پرستید و نمی دانم، شاید هم نمی پرستید. شما را به همه ی باورهایتان، مرا بی باور رها نکنید!!!
۸۷/۶/۲۹
.
.
.
۱. پیشاپیش از نکته سنجی و غلط یابی تان، متشکرم... لطفا از حرفهای تکراری بپرهیزید!
۲. با عرض پوزش از هم نسلی هایی که بهشان برخورده است!
